السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

831

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

در شجاعت نيز مانند پدران اطهرش بىهمتا بود ، چنانچه نقل كرده‌اند ، روزى مأمون به تعدادى كودك كه امام جواد ( ع ) در ميان ايشان بود برخورد نمود . همه كودكان گريختند امّا جواد الائمه بر جاى خود ايستاد ، مأمون از آن حضرت پرسيد : تو چرا مانند ساير كودكان فرار نكردى ؟ امام ( ع ) فرمود : من خطايى نكرده بودم كه بگريزم و راه هم آنقدر تنگ و باريك نبود كه با بودن من راه تو مسدود شود از هر طرف كه مىخواستى مىتوانستى به روى ! مأمون گفت : تو كيستى ؟ فرمود : من فرزند على ، فرزند موسى ، فرزند جعفر ، فرزند محمّد ، فرزند على ، فرزند حسين ، فرزند على بن ابى طالبم ، مأمون گفت : اى ابن الرضا از دانش بهره‌اى دارى ؟ امام فرمود : از من در بارهء اخبار آسمانها بپرس ! مأمون در انديشه فرو رفت و به راه خود ادامه داد ، آن روز به قصد شكار مىرفت و باز شكارى خود را پرواز داد ، بعد از مدّتى كه باز به دور دستها رفت در بازگشت مارى سبز رنگ با خالهاى سياه همراه آورد . مأمون گفت : اينك هنگام آزمايش اين كودك و رسوا كردن اوست ، سپس ابن الرضا را طلبيد و گفت : تو از اخبار آسمانها چه مىدانى ؟ امام ( ع ) فرمود : من از پدرانم از پيامبر از جبرئيل از پروردگار عالميان شنيده‌ام كه فرمود : در دور دستها ميان آسمان و زمين دريايى است غبار آلود و پر موج كه در آن مارهاى سبز با خالهاى سياه وجود دارد ، كه پادشاهان آن مارها را با بازهاى سپيدشان شكار مىكنند تا دانشمندان را با آن بيازمايند ! مأمون با شنيدن اين پاسخ گفت : تو و پدرانت و جدّت و پروردگارت همه راست گفتيد ، آنگاه او را بر ترك اسب خود سوار كرد و تصميم گرفت دخترش ام الفضل را به ازدواج او در آورد . گوشه‌اى از سخنان حكمت آميز امام جواد عليه السلام : مؤمن نياز دارد به توفيق پروردگار ، پندگويى از نفس خودش و پذيرفتن پند هر كسى كه او را اندرز دهد . - در خيانتكارى انسان همين بس كه امين خيانتكاران باشد . - كمال آدمى در خردمندى است .